شاید مسیرم چیز دیگریست ، به تو شک ندارم خدا، منتظر می مانم و توکل میکنم
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
امروز اطلاعات جدیدی کسب کردم، امشب براتون مینوییم، فعلآ
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
الان باید یه کاری بکنم هر چند میدونم حتما غرورم زیر پا له میشه، اما من اشتباه کرده بودم و باید تاوانش رو بدم، حتما خدا هم اینطوری راضیه، توکل بهش میکنم
راستی منتظرم، منتظر یه کاری که ببینم از بین کسایی که انتظارشون رو دارم کی انجام میده و کی زودتر انجام میده؟
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور

الان نشستم تا درسامو بخونم، برای ناهار فردا ماکارونی درست کردم، امتحاناتم حسابی فشرده است، هر روز هزار بار خودمو سرزنش میکنم که چرا دانشگاه ثبت نام کردم اونم بعداز سالها فارغالتحصیلی ، اونم حالا که شاغلم، فشار کار و امتحانات داره خوردم میکنه بخصوص با انتظارات مامانی، فقط خدا کمکم کنه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور

حدود یک ماهی هست که اومد ساختمون جدید، محل کار جدیدم,الان هوا کمی خنک شده، سوار سرویس هستم و از پنجره به بیرون نگاه میکنم هنذفریمم توی گوشم گذاشتم، توی این حالت دنیا رو به رنگ آهنگی که گوش میدی میبینی، هنوز بازم این سوال توی ذهنم تکرار میشه
چرا ...؟؟؟![]()
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
امروز میلاد پیامبر بود،تصمیم داشتم حالا که تعطیله بشینم و درس هام رو بخونم اما خیلی سربه هوایی کردم و زیاد استفاده ایی نکردم، چه کنم با این وجود سر به هوا؟الان ساعت حدود 11/15 است و بیدارم تا حداقل تحقیق یکی از درس ها رو بنویسم اما یه دفعه هوس نوشتن توی وبلاگ رو کردم.همه خوابن و من مجبور شدم بیام آشپزخونه تا چراغ روشن کسی رو اذیت نکنه چایی ریختم و دارم با چیپس میخورم، فردا بایستی برم ساختمون مرکزی برای آموزش، ان شاءالله که روز خوبی باشه. بعدش تصمیم دارم جیم شم و برم بازار، فرزانه یه عطاری بهم معرفی کرد که خیلی کارش خوبه هم اطلاعات و هم کیفیت محصولاتش، فرزانه یکی از همکارامه که با هم خیلی وقته دوستیم از نظر مذهبی و اعتقادی خیلی شبیه هم هستیم فرزانه یه سال از من کوچیکتره اما الان دو تا پسر داره، توکل به خدا آدم نباید به خدا شک کنه اون تقدیرم رو نوشته حتما هر چی هست برام بهترینه.فرزانه کانال جدیدی توی ایتا بهم معرفی کرده به اسم استاد شجاعی ، ویس های خوبی داره من خیلی به موعظه نیاز دارم شنیدن بعضی از سخنرانی ها بهم آرامش میده و کمکم میکنه تا روی خودم کار کنم، میخوام حسابی روی خودم کار کنم، من یه فرشته کوچولو توی بهشت بودم که برای یه دوره بایستی می اومدم زمین، نباید آلوده برگردم خونهبرای بازار فردا یه تصمیم دیگه هم دارم میخوام برم کفش بگیرم، زدم کفشامو داغون کردم، صبح برای اینکه به اتوبوس برسم مجبورم یه خیابون رو با کفش پاشنه دار بدوم ، نمیدونم چرا همیشه وقت کم میارم، اگر خودمو به موقع نرسونم مرکز، سرویس اداره رو از دست میدم
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور

الان حدود ده دقیقه است که پاشنهپای راستم حسابی میخواره، یعنی یکی پشت سرم حرف میزنم ، میدونم خرافاته اما دارم همه رو چک میکنم ببینم کار کیه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
از خودم ناراضیم، هر شب که میخوابم و هر صبح که بیدار میشم بخودم هشدار میدم در مورد اتلاف وقتم، درست رفتار کردن، درست برنامه ریزی کردن و ... اما همون آش و همون کاسه است، از خدا میخوام خودش هدایتم کنه
ت
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
الان داشتم توی اینستا، پیج بعضی بازیگرا، خواننده ها و ... رو نگاه میکردم، چه دنیای بی روح و مصنوعی دارن هر چند که بازی خوبی داشته باشن، چقدر فرق دارن با ما، خودشون خسته نمیشن
از این حرفها بگذریم تازه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
الان ساعت حدود سه و نیم ظهره، کلی کار دارم که باید انجام بدم الان میز اتو و اتو و لباسها رو آوردم تا اتوشون کنم بعدش هم یه لیست کارهای دیگه دارم که یه مقدار شخصی و مابقی کارهایی که وظیفه دارم توی خونه
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل زارعیپور